قادر حيدرى فسايى
76
شرح مضموني كفاية الأصول ( فارسى )
قوله : « تذنيب . . . » . [ تذنيب . ثمرهى مسئله مقدّمه واجب ] ثمرهى مسألهى مقدمهى واجب : براى مسأله مقدمهى واجب ، ثمراتى ذكر شده است كه بعضى از آنها عبارتند از : 1 ) زمانى كه نذر به انجام يك واجب تعلق گرفت ، بنابر وجوب مقدمه با انجام مقدمهى واجب ، وفاء به نذر حاصل مىشود . ولى بنابر عدم وجوب مقدمه ، با انجام مقدمهى واجب ، وفاء به نذر حاصل نمىشود . 2 ) زمانى كه مكلّف يك واجب نفسى را به همراه مقدمات متعددهاى كه دارد ترك نمود ، بنابر وجوب مقدمه اين مكلّف فاسق است . چون واجبات متعددى را ترك كرده ، پس مصرّ بر حرام است و نتيجتا فاسق است . ولى بنابر عدم وجوب مقدمه ، فاسق نيست ؛ چون تنها يك واجب را ترك كرده پس مصرّ بر حرام نيست و نتيجتا فاسق نيست . 3 ) بنابر وجوب مقدمه ، اخذ اجرت در قبال انجام مقدمه جايز نيست ؛ چون اخذ اجرت در قبال انجام واجب ، حرام است ولى بنابر عدم وجوب مقدمه ، اخذ اجرت جايز است . اشكال عامّ بر ثمرات ثلاث : مسأله اصوليه ، مسألهاى است كه نتيجهى آن در طريق استنباط حكم شرعى فرعى كلى واقع شود ، پس ثمره مسأله اصوليه ، وقوع مسأله در طريق استنباط چنين حكمى است . مثلا در مسألهى مقدمهى واجب ، اگر قائل به ملازمه و وجوب مقدمه بشويم ، با ضميمهى اين نتيجهى مأخوذه به يك صغراى وجدانى كه فلان عمل مقدمهى فلان واجب است ، حكم شرعى فرعى كلى استنباط مىشود . مثال : سير به حج ، مقدمهى واجب است ( صغراى وجدانى ) و مقدمهى واجب ، واجب است ( نتيجهى مأخوذه در مسألهى مقدمهى واجب ) پس سير به حج ، واجب است ( حكم شرعى فرعى كلى ) . با حفظ اين نكته ، در اين ثمرات ثلاث ، نتيجهى مأخوذه در مسألهى مقدمهى واجب در طريق استنباط حكم شرعى فرعى كلى ، واقع نشده است . بلكه از اين نتيجهى مأخوذه در تطبيق حكم شرعى فرعى كلى بر مقدمه ، استفاده شده است . با